حرف دل

حرف دل

حامی خان
حرف دل

نجواهای شبانه ...

گفته بودم بروی یا نروی تا ابد عاشق تو خواهم ماند.

گفته بودم که تورا همچو عشق پاک و مقدس در دلم... من نگاه خواهم داشت .

گرچه مدیون من و عشق نبودی هرگز... لیکن از عشق هراسان بودی.

گفته بودم که نباشی من نه می میرم و نه زنده به گور خواهم رفت.

و ز تو ... هرچه خوبیست زجا خواهد ماند.

رفتی و ساده گذشتی ز من و عشق

چه آسان ... و چه آسان رفتنت را مات و مبهوت تماشا کردم...

چه شبی بود که سحر شد و چه شبها که سحر شد.

من به یاد تو و این عشق منتظر خواهم ماند...



تاريخ : جمعه سی ام آبان 1393 | 15:39 | نویسنده : حامی خان |

عاشقانه های من ...

هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم...


هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم...


هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است...


این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم.


می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است...


می‌دانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،


کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد...


می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛ پس بگذار بخوانم:


آخرین عشق من تویی...


 



تاريخ : جمعه سی ام آبان 1393 | 15:28 | نویسنده : حامی خان |

من همینم که هستم...

ازم نخواه عادی باشم


ازم نخواه به یادت نباشم


ازم نخواه راستشو نگم


ازم نخواه زیاد دوست نداشته باشم


ازم نخواه بهت نگم دوست دارم


من همینم که هستم


 من عاشقتم


واین همه ی اون چیزیه که من هستم


وفقط همین رو می خوام...



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان 1393 | 19:16 | نویسنده : حامی خان |

اومدم سراغت اما پره گریه شد وجودم...

خیلی دلتنگ تو بودم گل مهربون و نازم 

نمیدونم چرا اینجام یا اصلا چم شده بازم

اون همه قول و قرارو اومدم یادت بیارم 

اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم

اینجا گل بارونه امشب چه قد این فضا غریبه 

چرا من هیچی نمیگم چرا میخندم عجیبه

آخه مجبورم بخندم کسی اشکامو نبینه 

حالا کو تا باورم شه سرنوشت من همینه

به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم 

ارزوم بود که من امشب پیش تو وایساده باشم

چه لباس های قشنگی بهت میاد چقدر عزیزم 

تو میخندیو من از دور دارم اشکامو میریزم

داره سردم میشه کم کم خیسه از اشکام لباسام 

همه گریه هامو کردم اشکیم نمونده واسم

هق هقم تبریک من بود من واسه تو گریه کردم 

قطره قطره های اشکو به تو امشب هدیه کردم

دیگه چشمام نمیبینه دستم هم نمینویسه 

دل خوشیم همین یه نامست گر چه اینم خیسه خیسه



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان 1393 | 19:2 | نویسنده : حامی خان |

به مَـن قـول بده...

به من قول بده
در تمام سالهایی که باقی مانده
تا ابد ...
مواظب خودت باشی

شابد من نباشم تا یادآوری ات کنم...



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان 1393 | 18:53 | نویسنده : حامی خان |

تازه فهمیدم ...

عکس های عاشقانه با مضمون غمگین

خسته ام از روزهایی که گذشت و از آینده ی مبهمی که پیش رو دارم….

ولی دلیل تنهاییم را  تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم،

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم…

دانستم;

باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 19:46 | نویسنده : حامی خان |

شعر سنگ قبرم...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است، غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه دیدار برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد  و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:44 | نویسنده : حامی خان |

برمزارم گریه کن ...

برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد

ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد

دست برقبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

دست هایت درد هایم را تسلا میدهد

وقت رفتن لحظه ای برگردو قبرم را ببین

این نگاه آخرت امید ماندن میدهد

نیست ازمن قدرتی بوسیدن چشمان تو

زخم های مرده ام را دیدنت جان میدهد...



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:40 | نویسنده : حامی خان |

چقدر عزیز خواهم شد ...

بالاخره یک روز به آرزوی بچگیام میرسم

درصف اول نماز جلوتراز پیش نماز می ایستم

وهمه به من اقتدا خواهند کرد...

نماز که تمام شود همه به سمت من خواهند آمد

چقدر عزیز خواهم شد

بعد از چند قدم که حرکت کنند

کسی فریاد میزند:

بلند بگو

لا اله الا الله



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:37 | نویسنده : حامی خان |

نا شکری...

خدایــــــــــــا

ایـن روزهــا حرفهـــایم بوی نـاشـــکری می دهنــد

امـــا تــــــــو 

بـه حســـاب تنهـــایی و دردی که می دانی بگـــذار. . .



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:33 | نویسنده : حامی خان |

فراموشی...

نمی دونی تو این روزا...چقدر از زندگی سیرم


دارم می میرم از این که...تو رفتی و نمی میرم

نمی دونی تو این روزا...چقدر یاد تو میفتم

تهِ دنیام نزدیکه...نگاه کن کی بهت گفتم

کجا باید برم بی تو...تویی که قد دنیامی

که هر جایی رو می بینم...نبینم پیش چشمامی

برم هر جای این دنیا...شبم با بغض دمسازه

آخه هر جا یه چیزی هست...منو یاد تو بندازه

نمی دونم تو این برزخ...کی از این درد می میرم

نمی دونم چرا یک شب...فراموشی نمی گیرم

منو اینجا بکش وقتی...قراره تازه رویا شی

اگه تا آخر دنیا...قراره تو دلم باشی



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:22 | نویسنده : حامی خان |

کـــاش دنیـــــا رنـــگ عـــوض کنـــد...

خستــــه ام از تمــــام بــاور هـــا . . .


خستــــه ام از تمــــام نــــگاه هـــا . . .


از حـــرفهـــا . . پــچ پــچ هــــا . . .


کـــاش دنیـــــا رنـــگ عـــوض کنـــد


کـــاش بـــاران ببـــارد و بـــا خـــود ایـــن دورنگیـــــها


دوروییــــها را بشــــویــد . . .


مـــن دلـــم دنیــــای تـــازه


فکــــر تــــازه


هــــوای تـــازه میخــــواهــــد . . .



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:19 | نویسنده : حامی خان |

ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ... ؟؟؟؟؟

ﻣﯿﮕﻦ ﺁﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ ﮐﻞ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﺶ ﺍﺯ ﮐﻞ ﮐﺎﺭﺍﯼ ﺑﺪ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ


ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺨﺺ !!!...


ﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ... ؟؟؟؟؟


ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﻦ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯿﺪﻩ ﮐﻪ

ﭼﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﻧﮕﻔﺘﻢ !...؟


ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻮﻡ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﻡ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ

ﺍﺷﮑﻢ ﺟﻠﻮ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﻧﯿﺎﺩ !.... ؟


ﺍﯾﻦ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺮﺩﺍ

ﭼﻪ ﺷﺒﻬﺎﯾﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺶ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ !.... ؟


ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻻﻣﺼﺐ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ

ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﺪﯾﺪﻩ !... ؟


ﺍﯾﻦ ﻣﻐﺰ ﻻﻣﺼﺐ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ

ﺍﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﮔﺬﺷﺘﻪ !... ؟


ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﻮﻭﻧﯿﺸﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍﻫﺎﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﻪ


ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ !... ؟


  ﻓﻜﺮ ﻧﮑﻨﻢ !!!!...


ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺸﻪ !!!... ؟؟!!!!



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:15 | نویسنده : حامی خان |

برای تو می نویسم...

برای تو می نویسم ، شاید این و تو بخونی

اخه احساسی که داشتم، تو واسم، یعنی همونی

وقتی دیدم که تو رفتی، اتشی شد توی قلبم

به خودم گفتم بسوزو ، نمی دونی که چه کردم

من دیگه حسی ندارم، نه دیگه حالی نمونده

همه حرفای دل من ، مثل سنگ رو دلم مونده

بقضی که خاموش نمیشه، وقتی تورو به یاد میاره



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 | 19:22 | نویسنده : حامی خان |

تو هم نمی دانی...

خدایا…
آسمانت چه مزه ایست؟
من تا به حال فقط زمین خورده ام !

دلم خوش نیست غمگینم . . .

کسی شاید نمیفهمد کسی شاید نمیداند . . .

کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی

تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی :

عجب احساس زیبایی … ! تو هم شاید نمیدانی … !



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393 | 19:17 | نویسنده : حامی خان |

یکی آمد ولی از جنس رفتن بود...

یکی آمد که دنیایش شروعی تازه در من بود

پر از احساس موسیقی، شبیه لحن سوسن بود


ردیف آرزوهایش کمی تا قسمتی ابری


نگاه ساده اش اما،همیشه صاف و روشن بود


حریم پاک مریم را به کرکس ها نمی بخشید


برایش ناز سنجاقک، همیشه سهم لادن بود


به زخم گل نمی خندید،مهتابی تر از شب بود


همیشه بود، و می آمد ولی از جنس رفتن بود


شبی در شعر من گم شد،کسی که با غزل آمد


همان مرموزی که دنیایش شروعی تازه در من بود...



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 23:17 | نویسنده : حامی خان |

من همانم ...

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !

 من را به من نبودن محکوم نکن !

 من همانم که درگیر عشقش بودی !

 یادت نمی آید ؟! من همانم !

 حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 23:8 | نویسنده : حامی خان |

با دسته گلی پر از درود و صلوات / از روز غدیر و شادی اش یادی کن

tabrik بهترین اس ام اس های عید غدیر خم



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | 22:54 | نویسنده : حامی خان |

انتظار سخت است...

Paulo Coelho 1 انتظار سخت است



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 22:29 | نویسنده : حامی خان |

با ” من ” مدارا کن...

تنهايی من، همان انتظارم است

و انتظارم، همان عشق!

و عشق تنها بهانه ی بودنم!...... بی بهانه ام نکن!
 
بعد از رفتن تو ..... چقدر غریب شده ام میان این همه آشنا…
 
چند روزی است حجم تنهایی را بر روی قاب آبی دلم نقاشی می کنم
 
نه قلم در دست من نیست ..... من نقاش این تنهایی نیستم...
 
عکس هایی از چشم های گریان، گریه های عاشقانه، گریه ی مرد


تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 22:11 | نویسنده : حامی خان |

وقتی که ديگر نبود...

 من به بودنش نيازمند شدم .
 وقتی که ديگر رفت ،
 من به انتظار آمدنش نشستم .
 وقتی که ديگر نمی توانست مرا دوست بدارد ،
 من او را دوست داشتم .
 وقتی که او تمام کرد ، من شروع کردم .
 وقتی که او تمام شد ، 
 من آغاز شدم .
 و چه سخت است تنها متولٌد شدن ،
 مثل تنها زندگی کردن است ، 
 مثل تنها مردن !

52



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 22:0 | نویسنده : حامی خان |

من و خاطراتت...

‏می خوام آغوشتو از من نگیری
مثه دیوانه ها تشویش دارم/
آخه می دانم ای ره بی تو هر شب
چه روزای بدی در پیش دارم/
می خوای یادم بره روزای خوبو
که توی خاطراتم جان گرفته/
نگا کن قلب خستم سختیا ره
به عشق بودنت آسان گرفته/
S.p.h‏

می خوام آغوشتو از من نگیری
مثه دیوانه ها تشویش دارم
آخه می دانم ای ره بی تو هر شب
چه روزای بدی در پیش دارم
می خوای یادم بره روزای خوبو...
که توی خاطراتم جان گرفته
نگا کن قلب خستم سختیا ره
به عشق بودنت آسان گرفته



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 12:52 | نویسنده : حامی خان |

همه جانم تویی...

گر زهجرانت بمیرم قاتل جانم تویی"

گربه زلفانت بمیرم چشم گریانم تویی"

میشود عمری ندیدم روی زیبایی ترا"

سوختم در شام هجرانت درد پنهانم تویی"

‏گر کنم دعوای عشقت نا سزا گویی مرا
گر کنم یاد تو باز هم خطا گویی مرا
برسر دروازه قلبم نوشتم نام تو
در جهان خواهم ترا تو بی وفا گویی مرا M<3N‏

 



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 12:46 | نویسنده : حامی خان |

صبر و فقظ صبر ...

در تلخی هائى كه صبر در بردارد، شیرینی هائى نهفته است
كه تلخیها را بدست فراموشى مى‏ سپارد و سختی ها را براى انسان آسان مى نماید.
مردان بزرگ الهى، براى رسیدن به نتیجه‏ هاى شیرین و گوارائى
كه در انتظار آن هستند همواره صبر را پیشه خود مى‏ كنند
و آن را كلید گنجینه اسرار مى‏دانند.
صبر نیرو بخش، قدرت آفرین و اراده پرور است.


تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 11:34 | نویسنده : حامی خان |

امــــــــــــــــــــــــــان از دلتنــــگی ...

دلتنگی این نیست كه
از آخرین باری كه دیدیش یا باهاش حرف زدی چقد گذشته!!!
دلتنگی یعنی ...
وقتی داری كاری میكنی ... تو یه لحظه ی خاص ...
آرزو میكنی كه كــــــــــــــــاش الان كنارت بود...



تاريخ : یکشنبه سی ام شهریور 1393 | 10:14 | نویسنده : حامی خان |

تو باید باشی...

روزهایی مثل امروز که هوای روزگارم ابری است
هوای چشمانم بارانی و هوای قلبم طوفانی
تو باید باشی...

تویی که تمام دنیای منی بیایی تا آغوش گرمت
چشمان پرمهرت دستانت نوازشگرت صدای دلنوازت
بیادم بیاورند که خوشبختم
ای همه دنیای من امروز به تومحتاجم مثل تشنه به آب



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393 | 14:42 | نویسنده : حامی خان |

احساسمو باور کن ...

باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

تو ساده دل کندی  ولی تقدیر بی تقصیر نیست

با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی

باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه

اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

دل گیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور

آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 23:29 | نویسنده : حامی خان |

با توام بی حضور تو...

اس ام اس عاشقانه Love SMS 92

با توام بی حضور تو... بی منی با حضور من...

می بینی تا کجا وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند ؟

وهمه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم

ذهنم فلج می شـــــود

وقتی می خوانمت و تو حتی نمی گویی جـــــــــانم...



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 22:28 | نویسنده : حامی خان |

چه کنم...؟؟؟

از دور دوستتــــ داشــتم...!


بــی هیــــچ عطـــری،آغوشـــی،نگاهــی و یا حتــی بوســه ای...!


تنــها دوستتـــ داشــتم...!


اما حـــالا که دور شـــدی...!


چــه کــنم بـا ایــن همــه وابستــگی!!!



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 22:12 | نویسنده : حامی خان |

عدالت...؟؟؟

عکس ‏‎Zeinab Shokoohi‎‏



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 21:37 | نویسنده : حامی خان |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.