حرف دل

ﺗــــــﻮ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ...

یادت ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ،


ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﯾﺎ ﺯﺷﺖ ... ﭼﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻻﻏﺮ ...


ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻣﯽﺟﻨﮕﺪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ..


ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...


ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺶ ... ﻣﺎﻟﺶ ... شخصییتش ...


ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗــــــﻮ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ!!!

یادت ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ..

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 22:13 ] [ حامی خان ] [ ]
بانوی دریای من...

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود

با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی

و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند

و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی

به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد

وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

بانوی دریای من...

کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت

کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت.

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 22:7 ] [ حامی خان ] [ ]
عشق بی ریا...
من عاشقانه هایم را
 
روی همین دیوار مجازی می نویسم !
 
از لج تـو . . .    از لج خـودم . . .
 
که حاضر نبودیم یک بار
 
این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !
 
یه روزی میــــــــــرسه که
 
جــــــــــای خالیــــــــــم رو با هیچ چیــــــــــز نمی تونی پــــــــــر کنی ...
 
من خــــاص نبودم ، فقط
 
"عــشــقـــم" بــــی ریــــ ـــا بود.
 
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 19:36 ] [ حامی خان ] [ ]
نرو...

بیا به جرم عاشقی بکش منو نرو

نگاه کن این تن نحیفو زارو خسترو

تورو به جون خاطرات خوبمون بمون

 تورو به جون خاطرات تلخمون نرو

بیا و راحتم کن از نگاه آدما، نزار بگیره دامنم رو آه آدما

بگو چرا باید بسوزه لحظه های من به خاطر نگاه اشتباه آدما…

برای اخرین نفس بخون ترانه ای که بايد از تو بگذرم به هربهانه ای

که میشه از تو رد شدو نظر به جاده کرد، که میشه این غمارو از دلم پیاده کرد...

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 19:34 ] [ حامی خان ] [ ]
قول بده که تو از پیشم نری ...

قلب من بهونه داره، حرف عاشقونه داره

راه دیگه ای نداره، غیر از اینکه باز دوباره

سر رو شونه هات بذاره

  میدونی حالم این روزا بدتر از همه است

آخه هر کی رسید دل ساده ی من رو شکست

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده یک طرفه است

میمیرم بری آخرین دفعه است

  پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 19:26 ] [ حامی خان ] [ ]
هدیه خدا...

به رسم ِ همیشگی دوست داشتن ها،

به رسم ِ دل می نویسم ،

که این شبها مهتابی ست عجیب،

هدیه ی من : تمام قلبم که از آن ِ توست !

تو را حتما خدا به دنیا آورده ست

 تا به من لذت بعضی چیزها را بچشاند...!

نخیر فراموش کردن تو یعنی

فراموش کردن فصلی از زندگی که این ممکن نخواهد بود ...

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 22:41 ] [ حامی خان ] [ ]
باش تا باشم...

 

 

نمی دانم نازنین، نمی دانم ...

 

شاید تو همان گمگشته ی ازلی من باشی.

 

همان نیمه ی گمشده ی روح نا آرامم.

 

همانی که در طلبش روزگاری هرچقدر گشتم،

 

نیافتم و ناگزیر ایمان آوردم به افسانه بودنش.

 

همانی که هرگز نبود

 

ولی بودنش ناگریز بود و می ارزید به تمام بودنها و داشتنها...

 

نازنین،من خسته ام

 

از این راه طولانی که در طلبت و بی تو پیمودم.

 

دیگر رمقی برایم نمانده که بخواهم بودنت را اثبات کنم؛

 

پس مهربانم،

 

خودت با صبوری بودنت را برایم اثبات کن و باش تا باشم...

 

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 22:24 ] [ حامی خان ] [ ]
دلم که برایت تنگ می شود...

کنارم که هستی


زمان هم مثل من دستپاچه میشود


عقربه ها دوتا یکی میپرند


اما همین که میروی…


تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم


جانم را میگیرند ثانیه های
بی تو…

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 15:50 ] [ حامی خان ] [ ]
تو جوری عاشقی کن که نفهمم عشق کوتاهه...

چقدر خوبه که تو هستی چقدر خوبه تو رو دارم

چقدر خوبه که از چشمات میتونم شعر بردارم

تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره

شاید این واسه تو زوده یا شاید واسه من دیره

واست زوده بفهمی من چرا اواره ی دردم؟

واسم دیرم از این خلوت به شهرعشق برگردم

واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی

واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی؟

نه اینکه بی تو ممکن نیست، نه اینکه بی تو میمیرم

به قدری مسریه حالت که دارم عشق میگیرم...

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 15:24 ] [ حامی خان ] [ ]
ببار آسمون...

امروز اگر آمدی..

یک چتر سیاه با خودت بیاور ...

شاید ابرها را به شک انداختیم !

شاید هم گریه ...

بگذار واضح تر بگویم

امروز اگر آمدی کمی باران بیاور ...

[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 23:12 ] [ حامی خان ] [ ]
بغض نکن عزیزم...

بغض نکن گریه نکن اگرچه غم کشیده ای

برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای

اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است

تکیه بده به شانه ام که مثل صخره محکم است

اغوش تو....

[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 22:41 ] [ حامی خان ] [ ]
گریه نکن عشقم...

دلت تنگ است میدانم ،


قلبت شکسته است می دانم ،


زندگی برایت عذاب است میدانم ،


دوری برایت سخت است میدانم …


اما برای چند لحظه آرام بگیر …


گریه نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند ،


گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد …

 

بیا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری ،

 

گریه نکن ، چون دوست ندارم آن چشمهای زیبایت را خیس ببینم!

 

عکس عاشقانه

 

[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 22:33 ] [ حامی خان ] [ ]
ای کاش...

مثل یک روح در دو پیکریم

تو در پیکره ی خدایی

من در پیکره ی انسانی

عاشقانه میپرستمت

شاید روزی

یک روح در یک پیکر شویم !

 

روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد

گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش

آرزو بـاز می کـشد فـریـاد:

در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 22:2 ] [ حامی خان ] [ ]
بگو با بودنت دل رو به کی غیر تو می بستم...

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه

همین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشه

 

همین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینم

همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم

 

بازم حس می کنم زنده ام، بازم حس می کنم هستم

بگو با بودنت دل رو، به کی غیر تو می بستم

 

همین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرم

که گاهی ساده می خندم،گاهی سخت دلگیرم

 

همین احساس خوبی که، دلت سهم منو داده

همین که اتفاق عشق، برای قلبم افتاده

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 21:47 ] [ حامی خان ] [ ]
آینده بی تو...

همیشه آخرِ قصه یکی راهی شده رفته

یکی مبهوته و یادِ روزای رفته می اُفته

نه اونکه می ره می خواد، نه اینکه مونده می خنده

شاید این جوری قسمت بود، چی میشه بی تو آینده

چی میشه بی تو روزایی که هر لحظَش یه دنیا بود

نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود

تمومه لحظه هام خواب و خیال با تو بودن شد

چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد

یه عمره با خودم تنها، ولی سخت میشه عادت کرد

نمیشه رفته باشی تو، نمیشه اینو باور کرد

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 21:34 ] [ حامی خان ] [ ]
باران عشق...

عشق لیاقت میخواهد و عاشق شدن جرات...
همیشه در پی کسی باش که
با تمام کاستی ها و کمی ها و عیب هایت،
حاضر باشد به تو عشق بورزد
و تو را به همه دنیا نشان بدهد
و بگوید که: "این تمام دنیای من است"

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 11:54 ] [ حامی خان ] [ ]
حتی تنها . . .

عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است...


گوش کردن نیست ، درک کردن است...


دیدن نیست ، احساس کردن است...


جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است...


حتی تنها . . .

 

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 11:28 ] [ حامی خان ] [ ]
من خوبم من آرامم من قول داده...

با تو نیستم...! تو نخوان...! با خودم زمزمه میکنم!

من خوبم من آرامم من قول داده ام!!!فقط کمی تو را کم آورده ام...

یادت هست میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟؟؟

واژه کم می آورم برای گفتن دوستت دارم ها...!!!

حالا تمام واژه ها در گلویم صف کشیده اند...

با این همه واژه چه کنم؟ تکلیف این همه حرف نگفته چه میشود؟!!!

باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم بایدخوب باشم...!

من خوبم من آرامم من قول داده ام! فقط کمی بی حوصله ام!

بی حوصله از حرفهای عده ای که حتی حاضر نیستم در موردشان بدی بگویم.

هرچه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم باز سر از کوچه دلتنگی در می آورم!

روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمیبارند

چون: من خوبم من آرامم من قول داده ام!

اما شبها ... واااااااااااای از شبها!!!

باز شروع نمیکنم اصلأ تمام نشده که بخواهم شروع کنم!

همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمیگویم تو راحت باش!!!

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 11:14 ] [ حامی خان ] [ ]
ایمان دارم...

منتظر لحظه ای هستم که دستات رو بگیرم،

منتظر لحظه ای هستم که کنارت بنشینم و سرم رو شونه هات بزارم 

از عشق تو...از داشتن تو... اشک شوق بریزم

منتظر لحظه ی مقدسی هستم  که تو رو تو آغوشم بگیرم بوسه ای از سر عشق ...

یگانم اون لحظه دور نیست... می دونم اون روز میاد

تک تک سلول های بدنم امید دارن که تاریک خونه ی اونها روزی آبی میشه...

 

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 20:34 ] [ حامی خان ] [ ]
واویلاترین...!!!
 خدا می خواست در چشمان من زیباترین باشی

شرابی در نگاهت ریخت تا گیراترین باشی

نمی گنجید روح سرکشت در تنگنای تن

دلت را وسعتی بخشید تا دریاترین باشی

تورا شاعر،تورا عاشق پدید آورد و قسمت بود

که در شمسی ترین منظومه مولاناترین باشی

مقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم

تورا آموخت همچون شعله بی پرواترین باشی

خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش

تورا تنها پدید آورد تا تنهاترین باشی

خدا وقتی تورا می آفرید از جنس لیلاها

گمان هرگز نمی بردم که واویلاترین باشی!

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 20:27 ] [ حامی خان ] [ ]
برای تو که نیستی...
چقدر دوست داشتن تو خوب است

دوست داشتن تو ماهی قرمز هیچ سفره هفت سینی نیست

دوست داشتن توعین ساعت تحویل سال است

ــ همیشه منتظرش مانده ایم ــ

دوست داشتن تو عیدی اول فروردین است

کاش همیشه عید بود

کاش همیشه تو را عیدی می گرفتم

تو را دوست دارم زمین از چرخیدن می ماند

 و خورشید فراموش می کند که باید غروب کند

تو را دوست دارم

سیب ها همه ی فصل ها به شکوفه می نشینند

چلچله ها کوچ نمی کنند وقتی تو را دوست دارم

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 20:20 ] [ حامی خان ] [ ]
بیا کمی بمان...
دستم نه اما دلم به هنگام نوشتن نام تو میلرزد!

با قلم بازی نمیکنم...

ساده میگویم: بیا

هنوز تب داره احساسم ،تو این روزای بی پروا

دیگه آدم شده قلبم ،بیا ،برگرد ،بیا حوا...

برگرد ....تنم دوباره با عشق تو تب کرد...
بازم نبودنت حالمو بد کرد...برگرد....

 

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 1:4 ] [ حامی خان ] [ ]
مرغ دلم...

کاش این مرغ دلم بر تو گرفتار نبود 

  کاش این روح من از هجر تو بیمار نبود 

بارها آرزوی دیدن رویت کردم 

 چه توان کرد مرا رخصت دیدار نبود

من اگر دیده به روی رخ تو میبستم 

 سر شب تا به سحر دیده به دیوار نبود

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 0:52 ] [ حامی خان ] [ ]
پای این عشــــــــــــق می ایستم...

مرد نیستم اگر مردانه پای عشـــــــــــــــقم نایستم!

من از قبیله ی فرهاد ها آمده ام...

آنقدر عشــــــــــقت را جار می زنم تا خدا برایم کَف بزند!

فرقی نمی کند فرشـــــــــــــــــته باشی یا آدم شیرین باشی یا زلیخا

قالیچه ی دل من بدون اسم رمـــــــــز ِ نام ِ "تو" پـــــــرواز نمی کند...

مردانه پای این عشــــــــــــق می ایستم...


تا که عشقمان در تاریخ ثبت شود...

 

+16

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 0:26 ] [ حامی خان ] [ ]
دوست داشتن دلیل نمیخواد...

تو را دوست دارم؛ بدون آنکه علتش را بدانم

محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا.

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 21:44 ] [ حامی خان ] [ ]
تا نیایی ... تا نباشی...
دلت تنگ یک نفر که باشد !  
 
تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد ؛
 
و لحظه ای فراموشش کنی ،
 
فایده ندارد .... تو دلت تنگ است ، 
 
دلت برای همان یک نفر تنگ است ! 
 
تا نیاید ... تا نباشد .... 
 
هیچ چیز درست نمی شود ... !!!
 
[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 21:39 ] [ حامی خان ] [ ]
چرا باید فراموشت کنم؟

از آخرین باری که گفتی و رفتی و تورا ندیدم
روزها آمد و سالها گذشت و دقیقه ها رفت
من هیچ وقت نفهمیم که چرا تورا دیدم؟
وقتی قرار نبود همیشگی باشی
و چرا رفتی؟
وقتی که می شد نیامده باشی
…تو
نبودی … آمدی … رفتی
اما در خاطرمن ماندی
و من هر صبح به یاد می آورم که تورا باید فراموش کنم.

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 21:36 ] [ حامی خان ] [ ]
من میگم تنها با تو زنده هستم...

نمیگم که رو زمین عاشقترینم ....... نمیگم برای تو من بهترینم.......

نمیگم که ثروت دنیا رو دارم…….نمیگم که قدرت خدا رو دارم.......

نمیگم که خورشید و ماه برات میارم…….نمیگم که ستاره تو شبات میارم.......

نمیگم که قصری از طلا می سازم…….نمیگم که پلی از لاله ها می سازم.......

نمیگم با بودنم غم دیگه مرده....... نمیگم خدا تو رو به من سپرده.......

من میگم معنی عشق من تو هستی.......من میگم تنها امید من تو هستی.......

من میگم یه قلب پاک و ساده دارم....... من میگم برای تو هر چی که دارم ……. 

من میگم مهر و وفا برات میارم…….من میگم تا جون دارم برات می سازم …….

من میگم با جون و دل برات می سازم ....... من میگم غم اگه داری با تو هستم.......

من میگم تنها با تو زنده هستم

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 21:14 ] [ حامی خان ] [ ]
نگو خدا نخواست،خدا نگهدار...

آهای شبِ سیاهِ غم گرفته...بیا ببین چقدر دلم گرفته

بیا که روزگارِ بی مروت...گلایه هامو دستِ کم گرفته

تمومِ شهرِ لعنتی رو با هم...یه عمری عاشقونه راه رفتیم

بهِم نگو عاشقی اشتباهه...من و تو راهو اشتباه رفتیم

دوری اَزم اونقَده که بتونم...چشمامو روی رفتنت ببندم

دل بکنم از این روزای دلتنگ...به این شبای بی خبر بخندم

می خوام که با ترانه های فرهاد...خاطره هامو از تو پس بگیرم

بارون بیاد خیس بشم،نفهمم...برف بیاد گولّه بشم بمیرم

نگو خدا نخواست،خدا نگهدار...موندنم اشتباست،خدا نگهدار

بخند،با خنده هاش خدا نگهدار...به فکر من نباش،خدا نگهدار

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 21:2 ] [ حامی خان ] [ ]
فال...

 منو ویرون کنی آباد میشم ، تو زندونم کنی آزاد میشم

آره مجنون میشم وقتی که تلخی ، یکم شیرین بشی فرهاد میشم

 

تو هر جا باشی دنبالت منم من ، دیگه تقدیر امسالت منم من

اگه حافظ اگه قهوه اگه رمل ، بگیر می بینی تو فالت منم من

 

میدونم عشق تو تاخیر داره ، ولی اصرار من تاثیر داره

تو هم دیوونه ی من میشی آخر ، تب مجنون بدون واگیر داره

 

خیال کردی همیشه فرصتی هست ؟، واسه نازت همیشه طاقتی هست؟

اگه عاشقت باشم درسته ، برای تو همیشه مهلتی هست

[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 20:58 ] [ حامی خان ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه