حرف دل

حرف دل

حامی خان
حرف دل

شاید...

شاید فراموشت شدم شاید دلت تنگه برام

شاید بیداری مثل من به فکر اون خاطره هام

شاید تو هم شب که میشه میری به سمت جاده ها

بگو تو هم خسته شدی مثل من از فاصله ها

با هر قدم برداشتنت فاصله بین مون نشست

لحظه ای که بستی درو، شنیدی قلب من شکست؟

یادت بیاد که من کی ام همون که میمیره برات

همونی که دل نداره برگی بیفته سر راهت

نمیتونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام

تو مثل خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام

ازکی داری تو دور میشی ؟! از من که میمیرم برات

از منی که دل ندارم برگی بیفته سر راهت

بگو من از کی بگیرم حتی یه بار سراغ تو

دارم حسودی میکنم به آیینه اتاق تو

کاش جای اون آیینه بودم هر روز تورو می دیدمت 

واسه برگشتن تو هر لحظه می بوسیدمت 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 20:18 | نویسنده : حامی خان |

بیم فرو ریختن...

بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست
آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه مسئله هاست.

..



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 20:11 | نویسنده : حامی خان |

صادق هدایت...

"به پایان فکر نکن اندیشیدن به پایان هر چیز،

شیرینی حضورش را تلخ می کند

بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مثل آغاز!"

 



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 | 19:54 | نویسنده : حامی خان |

حسرت...

حســــــرت !

یعنے رو بـﮧ رویــــــــمـ نشستـﮧ اے

و باز خیســـــے چشمـــانـــمـ را

آن دستمال خشکــ بے احساس پاکــ کنــــد . . .

حســــــرت !

یعنے شانـﮧ هایت ، دوش بـﮧ دوشــــــمـ باشد

اما نتوانـــم از دلتنگے بـﮧ آن پناه ببـــــــرم . . .

حســــــرت !

یعنے تــــ ــــو

کـﮧ در عین بـــــــــودنت داشتنتــ را آرزو مے کنــــــــم . . .!

منم و حسرت با تو ما شدن. . .



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 | 22:4 | نویسنده : حامی خان |

دلم واسه خودم تنگه...

گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد کسی نمی ندازه !
 
تورو یاد خودت می ندازه ...
 
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
 
گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه ...
 
دلم واسه خودم تنگه...
 


تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر 1393 | 17:55 | نویسنده : حامی خان |

انسان بودن...

گاهی از دوست داشتن هایم احساس پـرواز می کنم


گاهی از دلتنگی هایم احسـاس مچــالگی ...


گاهی از انسان بودنم احســاس خستگی ...


هر لحظه احساسی و پارادوکس این ها با یکدیگر ...!


یک لحظه خــنده، یک لحظه اشک...


یک لحظه لبریز از حس دوست داشتن


یک لحظه حس تنهایی محض...


چقدر سخت است انسان بودن...!



تاريخ : شنبه بیست و دوم آذر 1393 | 17:51 | نویسنده : حامی خان |

ﮐﺎﺵ ﺩﻝ ﻫﻢ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﺩﺍﺷﺖ...

ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﻣﺤﺮﻡ ﺷﺪ ...

ﺍﯾﻦﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺎ

ﺩﺭ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﮐﺎﺫﺏﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﯾﺮﻭﺯﻡ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...

ﺍﯾﻦ ﻗﺼﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺳﺖ ...

ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﻔﺖ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻨﺪ

ﻭ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﺳﻂ ﺩﺍﻏﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩ ..

 ﻓﺼﻞ ﻫﺎﺳﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﻭﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ

ﻭ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻧﻤﯿﺮﺳﺪ ...

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩﺍﻡ ...

ﺷﺎﯾﺪ ﺑﭙﺮﺳﯽ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ؟

ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﻣﯿﺪ ...

ﺣﺮﻑ ﺁﻭﻝ ﺭﺍ ﺁﺧﺮ ﻣﯿﺰﻧﻢ ...

ﮐﺎﺵ ﺩﻝ ﻫﻢ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﺩﺍﺷﺖ...



تاريخ : دوشنبه هفدهم آذر 1393 | 20:12 | نویسنده : حامی خان |

شوق عشق...

باچه شوقي عشق پاكم بحر يارم صرف شد 


رفتنش را مهر بر من خواند ، اين هم حرف شد ؟ 


سبزه زار عشق من خشكيد از بي مهري اش 


اين چه تذهيبي كه زنگارش همه شَنگرف شد 


از پي بي مهري اش چشمان مستم خيس شد 


سيل اشك آمد كه دريايي شِگرف و ژَرف شد 


هر چه كردم تا بماند بي فايي كرد و رفت 


بي ثمر عمر و جواني ، با چه نحوي صرف شد 


بعد او زنداني دست غم و تنهايي ام 


يك شبه آزاديم رفت و اسير ظرف شد 


آن اَلف قامت كه در من بود چون دالي خميد 


ديگر اين دل با كسي هرگز نخواهد اُلف شد 


ماندني  زبعدت رحمتي يا لعنتي است 


يكسره دو دو زدن هايت ، دو كلمه حرف شد...

صور عشق ورومنسية 2013 صور



تاريخ : یکشنبه شانزدهم آذر 1393 | 12:57 | نویسنده : حامی خان |

بزنیم به سیم آخر...

می گذره این روزا از ما ، ما هم از گلایه هامون
عادی می شن این حوادث ، اگه سختن اگه آسون
توی پاییزمجاور ، وسطای ماه آذر
شد قرارمون که با هم ، بزنیم به سیم آخر.

 



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 19:51 | نویسنده : حامی خان |

ماورای تمام فاصله ها ...

عاشقانه با من باش 

عشق فقط کنار هم بودن نیست 

عشق فقط حرف عاشقانه نیست 

عشق فقط ظاهر نیست حتی اگر نباشم 

تو عاشقانه با منی عشق یعنی " من و تو " 

ماورای تمام فاصله ها 



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 19:37 | نویسنده : حامی خان |

غرق شوم...

آدم دوست داره گاهی غرق شه..
غرق شدن همیشه تو آب نیست..
تو غصه نیست..
تو خیال نیست..
آدم دوست داره..
گاهی تو یه آغوش غرق شه...

http://bia2mob.net/uploads/posts/2012-09/1346777471_01874713834218173997.jpg



تاريخ : شنبه پانزدهم آذر 1393 | 19:32 | نویسنده : حامی خان |

و بـآیـد بتــرســی …

از سکوتــــــــم بترس ، وقتــی کـه سـآکــت میشومـــــــ !
 
لـآبـد همـه ی درد و دل هــآیـم رآ بـرده امـ پیـش خــدآ …
 
بـیـشـتـر کـه گـوش دهـی ، از همـه ی سکــوتــم …
 
از همـه ی بـودنــم … یـــــــــــــک آه میشنــــوی !
 
و بـآیـد بتــرســی …
 
از آه مظـلـومـی کـه فـریـآد رسـی جـز خـدآ ندآرد...


تاريخ : چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 | 17:40 | نویسنده : حامی خان |

چیزی بگو برای من...

یکبار هم تو برای من شعر بگو

و در شعرت از عشق برایم حرف بزن !

از عشقی که رنگش به سرخی آتش و عمق اش مثل دریا !

یکبار هم تو برای من شعر بگو که تمام شاعران جهان

به احترامش بپا خیزند و تمام عاشقان دنیا اشک بریزند

نترس من آسمان را میگیرم تا ب زمین نیاید . . . .



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 19:16 | نویسنده : حامی خان |

خوب تماشا کن...

من همـانـم خـوب تماشا کن
پسری که برای داشتنت ... تمام شب را بیدار می ماند
وباتویی که نیستی حرف میزند
پسری که ...
زانــو میــزند لبه تختــش و چشمــــانش را می بندد
و تنــــهـا آرزویــش را برای هـــزارمیـــن بـــــار به خدا یادآور می شود!!!
خدا هم مثــل همیـــشه لبــــخنـد می زند
از اینکه تــــــو آرزوی همیشگی من بودی!!!



تاريخ : سه شنبه یازدهم آذر 1393 | 19:10 | نویسنده : حامی خان |

روزی می رسد...

روزی میــرسد …

بـــی هیــــچ خَبـــَـــری … بــآ کولـــــه بــــآر تَنهـــآییـَم …

دَر جـــآده هــآی بـی انتهــــآی ایـن دنیــآی عَجیـــــب …

رآه خــــوآهم افتـــــآد … مَـــن کـــه غَریبـــــم ..

چـــه فَــــرقی دآرد کجـــــآی ایـــن دنیــــــآ بـآشــــم …

همــه جــــآی جهــــآن تنهـــــآیی بــــآ مَـــن است…

آگهی رایگان



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | 11:53 | نویسنده : حامی خان |

دیده نمیشه...

می خوام فراموشت کنم چشماتو از یاد ببرم

می خوام که از یادم بره رفتی چی اومد به سرم

هرچی که خواستم بعد تو با خاطراتت سر کنم

یا با همین خاطره ها رفتنتو باور کنم

دیدم نمیشه هر کسی جاتو تو قلبم بگیره

این همه خاطرات تو یه روز تو قلبم بمیره

محمد براتی _ م.پارسا_گل همیشه نازم _ تهی _ فریدون _ خدا



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | 11:17 | نویسنده : حامی خان |

دیرگاهیست جوهر مهربانیم ته کشیده ...

هیچکی نمیتونه بفهمه      که دلم از چی گرفته


هیچکی نمیتونه بفهمه      که صدام از چی گرفته


هیچکی نمیمونه که با من      توی راهم با من همسفر شه


آخه میترسه که بامن      با دل من دربه در شه


هیچکی نمیدونه که چشمام      چرا همیشه خیسه خیسه


چرا هیچکی حتی یه نامه      واسه من دیگه نمینویسه


آخه تو کلبه ی سوت و کور و تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه


میدونم اگه تا لحظه مرگم بگردم دنبالش پیدا نمیشه

 



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | 10:58 | نویسنده : حامی خان |

اگر عشق باشد...

عــشـــق اگر عشــق باشد !
هم خنده هایت را دوست دارد ، هم گریه هایتـــ را ...
هم لحظه های شادابی ات را می پسندد ،
هم روزهای بی حوصلگی اتـــ را ...
هم دقایق پر از ازدحامت را همراهی میکند ،
هم دقایق تنهایی اتـــ را ...
عــشـــق اگر عشــق باشد !
هم زیبایی هایت را دوست دارد ، هم اخم هایت در روزهای تلخی ...
عــشـــق اگر عشــق باشد !
با یک اتفاق تو را تعویــــض نمیکند ، همراهی ات میکند تا بهبود یابی ...
عــشـــق اگر عشــق باشد !
هر ثانیه دستانش در دستان توستــ ، در سختی و آسانی ...
تـــــا ابـــــــد ... !


تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 19:16 | نویسنده : حامی خان |

تنهام نذار خدا...



تاريخ : سه شنبه چهارم آذر 1393 | 19:5 | نویسنده : حامی خان |

یادمون باشه...

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم

چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره .

يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم

تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره

يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم .

يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم

چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره .

يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت

چون زندگيش رو ازش ميگيريم ...



تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 21:26 | نویسنده : حامی خان |

حس تنهایی...

گاهی سکوت می کنی 
چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی
گاهی سکوت میکنی چون واقعا حرفی برای گفتن نداری
سکوت گاهی یک اعتراضه و گاهی هم انتظار
اما بیشتر وقتها سکوت برای اینه که
هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که تو وجودت داری توصیف کنه
و این یعنی همون حس تنهایی...!

عاشقانه 260



تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 21:22 | نویسنده : حامی خان |

با تو مي خواهم...

زندگي را با تو مي خواهم

خنده هاي شيرين را بر لبان گرم تو مي خواهم

جزء تو هرگز با كسي از عشق ، اميد ، امروز و فرداها نخواهم گفت

زندگي را با تو مي خواهم

زندگي بي تو سراسر درد و اندوه است

با تو ميگريم، با تو ميخندم

و روزي در آغوش گرم تو مي ميرم...



تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 21:14 | نویسنده : حامی خان |

می میرم...

آخه عاشقم میدونی
بگو همیشه میمونی
نرو دیوونه ی من... می میرم
نزار اشکاتو ببینم عزیزم نازنینم
دیگه طاقت ندارم... می میرم
نرو یکی یک دونه ی من
سر بزار روی شونه ی من، پیش من دیگه گریه نکن می میرم
با دلم دیگه بازی نکن با چشات منو راضی نکن
که بری از خونه ی من می میرم...

http://asheganeh.ir/



تاريخ : یکشنبه دوم آذر 1393 | 21:9 | نویسنده : حامی خان |

نجواهای شبانه ...

گفته بودم بروی یا نروی تا ابد عاشق تو خواهم ماند.

گفته بودم که تورا همچو عشق پاک و مقدس در دلم... من نگاه خواهم داشت .

گرچه مدیون من و عشق نبودی هرگز... لیکن از عشق هراسان بودی.

گفته بودم که نباشی من نه می میرم و نه زنده به گور خواهم رفت.

و ز تو ... هرچه خوبیست زجا خواهد ماند.

رفتی و ساده گذشتی ز من و عشق

چه آسان ... و چه آسان رفتنت را مات و مبهوت تماشا کردم...

چه شبی بود که سحر شد و چه شبها که سحر شد.

من به یاد تو و این عشق منتظر خواهم ماند...



تاريخ : جمعه سی ام آبان 1393 | 15:39 | نویسنده : حامی خان |

عاشقانه های من ...

هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم...


هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم...


هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است...


این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم.


می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است...


می‌دانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،


کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد...


می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛ پس بگذار بخوانم:


آخرین عشق من تویی...


 



تاريخ : جمعه سی ام آبان 1393 | 15:28 | نویسنده : حامی خان |

من همینم که هستم...

ازم نخواه عادی باشم


ازم نخواه به یادت نباشم


ازم نخواه راستشو نگم


ازم نخواه زیاد دوست نداشته باشم


ازم نخواه بهت نگم دوست دارم


من همینم که هستم


 من عاشقتم


واین همه ی اون چیزیه که من هستم


وفقط همین رو می خوام...



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان 1393 | 19:16 | نویسنده : حامی خان |

اومدم سراغت اما پره گریه شد وجودم...

خیلی دلتنگ تو بودم گل مهربون و نازم 

نمیدونم چرا اینجام یا اصلا چم شده بازم

اون همه قول و قرارو اومدم یادت بیارم 

اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم

اینجا گل بارونه امشب چه قد این فضا غریبه 

چرا من هیچی نمیگم چرا میخندم عجیبه

آخه مجبورم بخندم کسی اشکامو نبینه 

حالا کو تا باورم شه سرنوشت من همینه

به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم 

ارزوم بود که من امشب پیش تو وایساده باشم

چه لباس های قشنگی بهت میاد چقدر عزیزم 

تو میخندیو من از دور دارم اشکامو میریزم

داره سردم میشه کم کم خیسه از اشکام لباسام 

همه گریه هامو کردم اشکیم نمونده واسم

هق هقم تبریک من بود من واسه تو گریه کردم 

قطره قطره های اشکو به تو امشب هدیه کردم

دیگه چشمام نمیبینه دستم هم نمینویسه 

دل خوشیم همین یه نامست گر چه اینم خیسه خیسه



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان 1393 | 19:2 | نویسنده : حامی خان |

به مَـن قـول بده...

به من قول بده
در تمام سالهایی که باقی مانده
تا ابد ...
مواظب خودت باشی

شابد من نباشم تا یادآوری ات کنم...



تاريخ : جمعه بیست و سوم آبان 1393 | 18:53 | نویسنده : حامی خان |

تازه فهمیدم ...

عکس های عاشقانه با مضمون غمگین

خسته ام از روزهایی که گذشت و از آینده ی مبهمی که پیش رو دارم….

ولی دلیل تنهاییم را  تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم،

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم…

دانستم;

باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 19:46 | نویسنده : حامی خان |

شعر سنگ قبرم...

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است، غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت
روز میلاد، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه دیدار برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد  و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت



تاريخ : شنبه هفدهم آبان 1393 | 18:44 | نویسنده : حامی خان |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.